شناخت کم از مشتری
خریدها به تراکنشهای جدا تبدیل میشوند و ارتباط بعدی دشوار است.
برای فروشگاههایی که میخواهند از ثبت جزیرهای فروش عبور کنند و سابقه قابل استفادهای از عملیات بسازند.
اینها اصطکاکهای رایج این حوزهاند؛ وضعیت واقعی هر مجموعه در گفتوگوی اولیه بررسی میشود.
خریدها به تراکنشهای جدا تبدیل میشوند و ارتباط بعدی دشوار است.
کمبود یا انباشت کالا پس از اثرگذاشتن بر فروش دیده میشود.
رقم فروش هست، اما ترکیب کالا، مشتری و زمان تصمیمساز نیست.
فروش، دریافت و انبار در ابزارهای جدا نگهداری میشوند.
مشتری، کالا، مقدار و قیمت در یک سند منظم قرار میگیرند.
خروج کالا به سابقه انبار و وضعیت قابل اتکا متصل میشود.
روش و وضعیت تسویه در کنار سند فروش پیگیری میشود.
فروش، مانده و کالاهای نیازمند توجه در گزارش مدیریت دیده میشوند.
فهمیدی باید وضوح، مسئولیت و امکان تصمیم بهتر ایجاد کند.
فروشنده به اطلاعات کالا و سابقه مشتری سریعتر دسترسی دارد.
فروش و حرکت کالا از یک سابقه مشترک تغذیه میشوند.
اطلاعات مشتری با رضایت و هدف مشخص برای پیگیری نگهداری میشود.
مالک بدون جمعکردن چند فایل، وضعیت روز را مرور میکند.
اینها وعده عددی نیستند؛ معیارهاییاند که پیش و پس از اجرا میتوانید با تعریف ثابت اندازهگیری کنید.
دامنه نهایی بر اساس نیاز واقعی انتخاب میشود؛ لازم نیست همه محصولات را از روز اول فعال کنید.
فهمیدی جریان تجاری و مدیریتی را پوشش میدهد؛ تناسب آن با تجهیزات و سرعت صندوق هر فروشگاه باید در مشاوره بررسی شود.
مدل ثبت باید متناسب با نیاز گزارش و حریم داده انتخاب شود و جمعآوری غیرضروری اطلاعات توصیه نمیشود.
حرکتهای ثبتشده انبار و گزارش اقلام نیازمند توجه، مبنای پیگیری قرار میگیرند.
فرایند فعلی، نقشها و نتیجه مورد انتظار را با ما در میان بگذارید.